نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای سرافراز مهتری که به دهر

کس ندیدست چون تو آزاده

دولت از بوستان فضل، ترا

هر زمان تحفه دگر داده

مادر بخت بهر خدمت تو

دختران زاده و فرستاده

نزد من کهتر آمدند امروز

خواجه پیر و کودکی ساده

باده ای چند خورده و کرده

طبع از بهر باده آماده

به کریمی و مهتری بفرست

سیم و نقل و صراحی باده

تا بدان سیم و باده آن کودک

مست خشنود گردد و گاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی مهتری بزرگوار و آزادmen است که در زمانه‌ی خود بی‌نظیر است. شاعر به ستایش او پرداخته و می‌گوید که بخت و دولت همیشه از نعمت‌های او سرشار است. همچنین اشاره دارد که دختران بخت به خدمت او آمده‌اند. شاعر از مهمانانی می‌گوید که به دیدارش آمده‌اند و با اشاره به نوشیدنی، از او می‌خواهد که برایشان هدایایی از جمله باده و لوازم نوشیدنی فرستاده تا آنان را خوشحال کند. در نهایت، هدف از این درخواست شادی و سرور مهمانان است.