شمارهٔ ۴۴ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
الدیک فی صیاح واللیل فی انهزام
والنور قد تبدی من لجة الظلام
ای همچو دیده در خوروی همچو جان گرامی
چون از غم تو شادم می ده به شادکامی
اسمع فداک روحی فالدیک قال حقا
یا معشر السکاری هبوا من المنام
صبح است و باده حاضر می ده که کم در افتد
وقتی بدین لطیفی کاری بدین تمامی
یا صاحب الاغانی اضرب علی المثانی
شعری کزهر روض فی سیدالکرام
یاد مظفرالدین می خور که نوش بادت
یعنی قزل که پیشش گردون کند غلامی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای بامداد و زیباییهای آن میپردازد. شاعر از پیروزی روشنی بر تاریکی شب سخن میگوید و به شادی و سرزندگی اشاره میکند. او با ابراز عشق و فداکاری به معشوق، دعوت به بیداری از خواب و لذتبردن از صبح و نوشیدن شراب میکند. در نهایت، یادآوری میکند که خوبیهای زندگی باید جشن گرفته شود و از شخصیتهای بزرگ و درخشان یاد میکند.