شمارهٔ ۵ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / ملمعات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
یا سید المکرمات بابک خیرالمآب
کفی مغیث الوری کفک فی کل باب
ای به صفا برده گوی سایه تو ز آفتاب
زهره زهره شد ز آتش تیغ تو آب
جودک یوم العطا بأسک یوم العذاب
فاق دموع السحاب عارض یوم الحساب
خوانده ترا آسمان از ره صدق و صواب
شاه قزل ارسلان خسرو مالکرقاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ستایش شخصیتی به نام بابک خیرالمآب میپردازد. او را به عنوان کسی که در تمامی درها و راهها مددکار و یاریرسان است توصیف میکند و به صفای وجود او اشاره دارد. وجود او باعث میشود که زهره (زرینتاج) از جراحت تیغ او به آب آمد، به نوعی او را قوی و دلیر معرفی میکند. همچنین، شاعر از بخشش و عطای او در روز عطا و عذاب میگوید و آسمان را به خاطر صدق و درستیاش به استمداد او میخواند. در پایان، او را به عنوان پادشاه بزرگی مانند قزل ارسلان معرفی میکند که سلطهاش بر جانها است.