نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای

تنهایی و تیرگی و بندی بر پای

گر عمر منی ای شب! ازین بیش مپای

ور جان منی ای نفس صبح! برآی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شب به عنوان نمادی از تنهایی و تاریکی شکایت می‌کند و از آن می‌خواهد که برای خداوند چاره‌ای بیندیشد. او می‌گوید اگر شب عمر من است، از این بیشتر نیاور، و اگر جان منی، پس ای نفس صبح، بیدار شو و بیایید. به طور کلی، شاعر longing برای روشنایی و پایان شب تاریک زندگی‌اش دارد.