نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آنچه موی از جور با ما می کند

راست خواهی سخت رسوا می کند

چیست مقصودش که پیش از وقت خویش

از شب من صبح پیدا می کند

زرگر ایام در بازار عمر

مشگ ما را سیم سیما می کند

مردمان قصد کسان پنهان کنند

موی من قصد آشکارا می کند

روزگار از زحمت موی سپید

این سیاهی بین که با ما می کند

آمد و بنشست با روی سپید

در همه عالم چنینها می کند

من چه بد کردم که او هر ساعتی؟

با من آن بد را مکافا می کند

من جوان تازه و پیری مرا

قصدهای بی محابا می کند

هر چه کرد ایام اگر بر جای بود

این یکی باری نه بر جا می کند

دور گردون را گناهی نیز نیست

کین قضای حق تعالی می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تأثیرات منفی زمان و پیری بر زندگی انسان اشاره می‌کند. او از خدمات موی سفید خود که نشانه پیری است، شکایت دارد و می‌گوید که چگونه این موی باعث رسوایی و آشکار شدن نارسایی‌های او می‌شود. شاعر با بی‌توجهی به عواقب ناخوشایند پیری، آن را به عنوان یک قضا و سرنوشت از طرف خداوند می‌بیند، و به همین دلیل از دور گردون و ایام گله‌مند است. او همچنین به تضاد بین جوانی و پیری و مشکلات ناشی از آن می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که این وضعیت اجتناب‌ناپذیر است و دور گردون گناهی ندارد.