شمارهٔ ۶ مجیرالدین بیلقانی
مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه ز اندوه جهان بر دل ما صد گره است
چارهٔ عیش بسازیم که هم عیش به است
می خوریم از سر آزادی و دانیم که می
خوش کند حالت هر دل که ز غم پر گره است
پس ازین عشوهٔ گردون به یکی جو نخرم
که همه آفت ما زین فلک عشوهده است
غم و شادی بر ما نرد گرو میبازند
شادی از غم ببرد زود که شادی فره است
پیش عاقل سپر از عشرت و عیش اولیتر
خاصه اکنون که کمانهای حوادث به زه است
با زمانه نتوان برد ستیز از چه از آن؟
که زمانه چو ببینی خس و خیره سته است
ناله چنگ و می صافی و زلف چو زره
چارهٔ این غم درهم شده همچون زره است
به بد و نیک جهان خرم و غمگین نشود
مگر آن کس که برو حال جهان مشتبه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نگرانیها و دشواریهای زندگی اشاره دارد، با این حال شاعر بر این باور است که باید به جای اندیشیدن به غمها، از زندگی لذت برد و خوشیها را پذیرفت. او میگوید باید از فرصتهای شادی استفاده کرد و نباید اجازه داد که غمها ما را از لذتهای زندگی بازدارند. همچنین اشاره میکند که زمانه همیشه دستخوش تغییرات است و انسان باید با آن سازگار شود. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که تنها کسانی که نتوانند واقعیتهای زندگی را به درستی ببینند، از غم و شادی در زندگی رنج خواهند برد.