نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ مجیرالدین بیلقانی

مجیرالدین بیلقانی / شکوائیه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کار عالم سست‌بنیاد آمدست

آسمان را پیشه بیداد آمدست

هر کجا زیر فلک صاحب‌دلی است

نیک نیک از غم به فریاد آمدست

ای خوشا آن کس که او را در جهان

یا دمی خوش یا دلی شاد آمدست

حاصل خاک آنچه هست از خشک و تر

چون ببینی جمله بر باد آمدست

در جهان هر کار کان مشکلتر است

از برای آدمیزاد آمدست

بندهٔ آنم که او در عمر خویش

یکدم از بند غم آزاد آمدست

ای بسا غصه که خوردم چون مرا

دوستان رفته با یاد آمدست

از غم فرقت همی گردد خراب

هر دلی کز شادی آباد آمدست

سخت آسانست با زخم فراق

زخمها کز تیغ پولاد آمدست

رنج فرقت پژمرد آنرا که او

تازه همچون شاخ شمشاد آمدست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مشکلات و غم‌های زندگی انسان می‌پردازد. شاعر از بی‌ثباتی دنیا و دنیای پر از بیداد سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که هر جا که دل‌های پاک و صادق وجود دارد، غم و فریاد نیز هست. او بر این نکته تأکید می‌کند که خوشبخت کسی است که حتی برای دمی هم که شده، شادابی و خوشحالی را تجربه کند. همچنین اشاره می‌کند که زندگی انسان پر از مشکلات است و در هر حالتی، بنده‌ای که در زندگی خود لحظه‌ای از غم آزاد باشد، ارزشمند است. شاعر به غم‌های خود و دوستان از دست رفته‌اش می‌پردازد و می‌گوید فرقت عزیزان می‌تواند دل‌ها را خراب کند، اما انسان باید با این دردها کنار بیاید. در نهایت، اشاره دارد که رنج فراق می‌تواند کسی را پژمرده کند که در گذشته شاداب و سرزنده بوده است.