نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نه مفصل نه مجملی دارد

ما و من حرف مهملی دارد

اوج اقبال نه فلک دیدیم

سیر یک پشت پا تلی دارد

زبر چرخ از امل بریدن نیست

سر این رشته مغزلی دارد

موشکاف عیوب جاه مباش

تاج زرین سر کلی دارد

در تجمل چه ممکن است آرام

پشت این بام دنبلی دارد

نقش هرکس مکرر است اینجا

آگهی چشم احولی دارد

سایه در خواب می‌شمارد کام

عاجزی کفش مخملی دارد

مصلحتهاست وقف موی سپید

هر سری فکر صندلی دارد

گرچه هر اول آخر است آخر

لیک آخر هم اولی دارد

کار مجنون به طرهٔ لیلی است

قصهٔ ما مسلسلی دارد

بیدل از حیرتم‌ گذشتن نیست

آب آیینه جدولی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مسائل انسانی و اجتماعی پرداخته و به موضوعاتی چون خودشناسی، زندگی و ناکامی‌ها اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که زندگی پر از تناقضات و چالش‌هاست و برخی رفتارهای انسان‌ها ناپسند است. همچنین بر این نکته تأکید دارد که همه چیز در زندگی تکراری است و هر فرد در نقش خاص خود بازی می‌کند. در نهایت، شاعر از حیرت و پیچیدگی‌های زندگی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که حتی در زیبایی‌های زندگی نیز عیوب و مشکلاتی وجود دارد. در کل شعر از زبان استعاره‌ها و نمادها برای بیان عمیق‌ترین احساسات و تجربیات انسانی استفاده شده است.