نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی دارد

جوش نالهٔ زنجیر، باغ سنبلی دارد

همچو کوزهٔ دولاب هر چه زیر گردون است

یا ترقی آهنگ است یا تنزلی دارد

پرفشانی عشق است رنگ و بوی این‌گلشن

هر گلی که می‌بینی بال بلبلی دارد

گر تعلق اسباب‌، عرض صد جنون‌نازست

بی‌نیازی ما هم یک تغافلی دارد

بار شکوه‌پیمایی بر دل پر افتاده‌ست

تا تهی نمی‌گردد شیشه قلقلی دارد

خواه برتأمل زن خواه لب به حرف افکن

سیر این بهارستان غنچه و گلی دارد

ز انفعال مخموری سرخوش تسلی باش

جبهه تا عرق‌پیماست ساغر مُلی دارد

رنج زندگی بر ما نیستی‌ گوارا کرد

زین محیط بگذشتن در نظر پلی دارد

می‌کشد اسیران را از قیامت آنسوتر

شاهد امل بیدل طرفه کاکلی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات و حال و هوای انسان‌ها در زندگی می‌پردازد. آن به این نکته اشاره دارد که عالم پر از گرفتاری‌ها و چالش‌هاست، اما در همین حال، زیبایی‌ها و عشق نیز وجود دارد. شاعر با توصیفاتی شاعرانه از طبیعت و گل‌ها، نقش عشق را در ایجاد رنگ و بوی خوش در زندگی نشان می‌دهد. همچنین، علاوه بر زیبایی‌ها، به رنج و مشکلات زندگی نیز اشاره می‌شود و تأکید می‌کند که باید از این چالش‌ها عبور کرد. به‌طور کلی، شعر بیانگر تضاد بین رنج و زیبایی است و تأمل در زندگی و لذت‌بردن از لحظه‌ها را توصیه می‌کند.