نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۹۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کرد

نقاش خامه از مژه‌های غزال کرد

مشاطه‌ای‌ که حسن ترا زیب ناز داد

از دوده چراغ مه و مهر خال کرد

امکان نداشت پرده درد رمز آن و این

سحر تبسمی است‌که نفی محال‌کرد

خودروی حیرتیم ز نشو و نما مپرس

تخمی فشاند عشق‌که ما را نهال‌کرد

سیلی هزار دشت خس و خار داشتیم

بحر کرم‌ کدورت ما را زلال ‌کرد

بی‌شبهه بود نیک و بد اعتبارها

اندیشهٔ یقین همه را احتمال کرد

روز و شب جهان کم و بیش هوس نداشت

سعی نفس شمار امل ماه و سال کرد

گل کردن خیال صفاها به زنگ داد

آیینه را هجوم صور پایمال‌ کرد

داغ قمار صنعت یکتایی دلیم

ما را به ششجهت طرف این نقش خال کرد

حق خلق می‌شود ز فسون تأملت

باید به چشم دید و نباید خیال‌ کرد

حرمان تراش مخترعات فضولیم

ایجاد هجر فکر زمان وصال کرد

رنگ کلف برون رود از مه چه ممکن است

ما را نمی‌توان به هوس بی‌ملال کرد

ای غافل از نزاکت معنی تأملی

مه را کسی شناخت‌ که سیر هلال‌ کرد

چون شبنم از طرب به هوا بال می‌زدم

ذوق تأملم عرق انفعال کرد

مژگان بهم زدم شدم از نقش غیر پاک

این صیقلم برون ز جهان مثال کرد

همت رضا به وضع فسردن نمی‌دهد

بیزارم از سری که توان زیر بال کرد

بیدل کسی به معنی لفظم نبرد پی

تقدیر شهره ام به زبانهای لال کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی‌های عشق و تأمل در دنیای پیرامون می‌پردازد. او با استفاده از تصاویری زیبا و مجازی، عشق را به عنوان نیرویی شگرف و هنری معرفی می‌کند که دنیای معنوی را زنده نگه می‌دارد. شاعر به تغییر و تحول احساسات و تأثیرات عمیق آن بر زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی و عشق می‌توانند درک و شناخت ما را از جهان تغییر دهند. او همچنین به نوعی تأمل و نگرش عمیق به زندگی و عشق دعوت می‌کند و بر اهمیت دیدن و درک کردن واقعیت‌ها تأکید می‌کند. در نهایت، با اشاره به تنهایی و عدم درک کامل از معانی عمیق، به ضعف انسان در شناخت حقیقت اشاره دارد.