غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر نظّاره گل میتوان کرد
وطن در چشم بلبل میتوان کرد
درین محفل ز یک مینا بضاعت
به چندین نغمه قلقل میتوانکرد
عرقواری گر از شرم آب گردم
به جام عالمی مل میتوانکرد
نظر بر خویش واکردن محال است
اگرگویی تغافل میتوان کرد
چو صبح این یک نفس گردی که داریم
اگر بالد تجمل میتوان کرد
به هر محفلکه زلفش سایه افکند
ز دود شمع کاکل میتوان کرد
شهید حسرت آن گلعذارم
ز زخم خنده برگل میتوان کرد
به هر جا سطری از زلفش نوبسند
قلم از شاخ سنبل میتوان کرد
درین گلشن اگر رنگست و گر بوست
قیاس بال بلبل میتوان کرد
اگر این است عیش خاکساری
ز پستی هم تنزل میتوانکرد
محیط بیخودی منصور جوش است
به مستی جزو را کل میتوان کرد
ازین بیدانشان جان بردنی هست
اگر اندک تجاهل میتوان کرد
تردد مایهٔ بازار هستیست
اگر نبود توکل میتوان کرد
پر آسان است ازین دریا گذشتن
ز پشت پا اگر پل میتوان کرد
دهان یار ناپیداست بیدل
به فهم خود تأمل میتوان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق به وطن پرداخته و احساسات عمیق انسانی را بیان میکند. شاعر از نظاره گل و زیباییهای طبیعت شروع میکند و به احساساتی چون عشق به بلبل و مینا اشاره میکند. او همچنین به مقام انسان در جهان و دلتنگیها و حسرتهایش میپردازد و نشان میدهد که چگونه میتوان در هر لحظه و مکان زیبایی را یافت. با اشاره به زلف و گل میگوید که حتی در سختیها نیز میتوان زیبایی را جستجو کرد. موضوعات اصلی شعر شامل عشق، زیبایی، حسرت و تلاش برای درک و یافتن معنا در زندگی است. شاعر در نهایت از تردیدها و دانش ناپایدار انسانها سخن میگوید و به چالشهای وجودی اشاره میکند.