غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
لب بیصرفه نوا جهل سبق میباشد
خامه شایان عرق در خور شق میباشد
با ادب باش که در انجمن یکتایی
دعوی باطلت اندیشهٔ حق میباشد
بلبلان قصه مخوانید که در مکتب عشق
دفترگل پر پروانه ورق میباشد
هرکجا غیرت حسن انجمنآرای حیاست
خجلت از آینهداران عرق میباشد
در قناعت اگر ابرام نجوشد چو حباب
سکتهٔ وضع رضا سد رمق میباشد
جوع و شهوت همه جا پرده در دلکوبیست
نغمهٔ دهر ز قانون نهق میباشد
خون ما مغتنم گرد سر تمکین گیر
چترکوه از پر طاووس شفق میباشد
سنگ هم درکف اطفال ندارد آرام
دور مجنون چقدر سست نسق میباشد
ورق جود کریمان جهان برگردید
نان محتاج کنون پشت طبق میباشد
بیدل از خلق جهان عشوهٔ خوبی نخوری
غازهٔ چهرهٔ این قوم به حق میباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان مفاهیم اخلاقی و اجتماعی میپردازد و نکاتی را دربارهی ادب، عشق، قناعت و جایگاه انسان در جامعه مطرح میکند. شاعر توصیه میکند که انسان باید با ادب و احترام در روابط خود عمل کند و از دعویهای باطل بپرهیزد. عشق را به عنوان یک مکتب مهم معرفی کرده و بیان میکند که زندگی بدون عشق و phẩmتهای انسانی، مانند درختی بیثمر است. همچنین، قناعت و راضی بودن به حداقلها را مورد تأکید قرار میدهد و به اهمیت خون و جان انسانها اشاره میکند. در نهایت، پیام اصلی این است که انسان باید به خودآگاهی و خوشرفتاری در جامعه اهمیت دهد و از دلبستگیهای بیهوده بپرهیزد.