نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شب که از شور شکست دل اثر پرزور شد

همچو چینی تار مویی ‌کاسهٔ طنبور شد

برق آفت‌گر چنین دارد کمین اعتبار

خرمن ما عاقبت خواهد نگاه مور شد

عیش صد دانا ز یک نادان منغص می‌شود

ربط مصرع بر هم است آنجا که حرفی کور شد

نفس را ترک هوا روح مقدس می‌کند

شعله‌ای‌ کز دود فارغ ‌گشت عین نور شد

گر نمکدانت چنین در دیده‌ها دارد اثر

آب در آیینه همچون اشک خواهد شور شد

دل شکست اماکسی بر نالهٔ ما پی نبرد

موی چینی جوهر آیینهٔ فغفور شد

کاش چون نقش قدم با عاجزی می‌ساختم

بسکه سعی ما رسایی‌کرد منزل دورشد

ساغر عشق مجازم نشئهٔ تحقیق داد

مشت خونم جون مجنون می‌زد ومنصورشد

چون سحر کم نیست‌ گر عرض غباری داده‌ایم

بیش ازین نتوان به سامان نفس مغرور شد

عمرها شد بیدل احرام خموشی بسته‌ام

آخراین ضبط نفس خواهد خروش صور شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیان‌کننده احساسات عمیق و شکست دل شاعر است. شاعر به نشانه‌های ناامیدی و دردهایش اشاره می‌کند و می‌گوید که دلش به مانند کاسه‌ای شکسته است. او به تأثیرات منفی انسان‌های نادان بر زندگی حکمت‌آمیز دیگران اشاره می‌کند و از جدایی نفس از خواسته‌های دنیوی سخن می‌گوید. همچنین شاعر به تلاش‌هایش برای رسیدن به آرامش و حقیقت اشاره می‌کند و در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که زندگی‌اش با سکوت و خموشی همراه است، به طوری که شاید روزی این سکوت به فریاد تبدیل شود. در کل، شعر غم و اندوه و جستجوی معنا در زندگی را به تصویر می‌کشد.