غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد
از گاو فلک صبح مگر شیر بدوشد
آربشکر و فر دونان همه پوچست
زان پوست مجو مغز که از آبله جوشد
تحقیق ز تمثال چهگل دسته نماید
حیف است کسی در طلب آینه کوشد
جز جبههٔ ما کز تری آرد عرقی چند
کس آب ز سرچشمهٔ خورشید ننوشد
درکیسهٔ ما مایه خیال است درم نیست
دریا گهر راز به ماهی چه فروشد
یک گوش تهی نیست ز افسون تغافل
حرفی که توان گفت مگر پنبه نیوشد
بیدل به حیا چاره افلاس توانکرد
عریانی اگر جامه ندارد مژه پوشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم حقیقت و ظواهر میپردازد. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر مختلف به نقد جستجوی بیفایده برای یافتن حقیقت میپردازد. او میگوید که در جستجوی چیزی که ارزشمند نیست، مانند جمعآوری آینهها یا پوست گاو، تلاش نکنید و به جای آن، بهتر است به سرچشمه حقیقت بپردازید. همچنین اشاره میکند که عشق و احساسات واقعی باید در درون انسانها وجود داشته باشد و نباید به ظواهر تکیه کرد. در نهایت، شاعر به اجتناب از تظاهر و نمایشی بودن در زندگی تأکید دارد و بر این باور است که انسان باید به صفای درون خود اهمیت دهد و از جستجوی پوششها و ظاهرهای بیفایده دست بکشد.