غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر سور است وگر ماتم دلمایوس مینالد
درین نه دیر کلفت خیز یک ناقوس مینالد
ندارد آسیای چرخ غیر از دور ناکامی
همه گر رنگ گردانی کف افسوس مینالد
درین محفل نیفشانده ست بال آهنگ آزادی
به چندین زیر و بم نومیدیی محبوس مینالد
فروغ شمع دیدی ، فهم اسرار خموشان کن
بقدر رشته اینجا پرده فانوس مینالد
پی مقصد قدم ننهاده باید خاک گردیدن
درای سعی ما چون اشک پر معکوس مینالد
به خاموشی ز افسون شخنچینان مباش ایمن
نگه بیش از نفس در دیدهٔ جاسوس مینالد
غرض هیچ و تظلم سینه کوب عرض بی مغزی
عیار فطرت یاران گرفتم کوس مینالد
چنین لبریز نیرنگ خیال کیست اجزایم
که رنگم تا شکست انشا کند طاووس مینالد
وفا مشکل که خواهد خامشی از ساز مشتاقان
نفس دزدی عرق بر جبههٔ ناموس مینالد
زخود رفتیم اما محرم ما کس نشد بپدل
درای محمل دل سخت نامحسوس مینالد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حس ناامیدی و افسردگی در زندگی است. شاعر از وضعیت دردناک و ناپایدار انسانها سخن میگوید که به مانند ناقوس عزا ناله میکنند. او اشاره میکند که در این دنیا هیچکس جز ناکامی و اندوه نمیبیند و تلاشها و کوششها به نتیجه نمیرسد. فضای محفل آزادی و امید به فراموشی رفته و همه به حالت ناامیدی مبتلا هستند. شاعر از بیعملی و عدم پیشرفت در مسیر مقصود خود شکایت دارد و به خاموشی و سکوتی اشاره میکند که در آن هیچ صدای حقیقی به گوش نمیرسد. او همچنین به فریب و نیرنگ موجود در جامعه و دشواری وفا و صداقت در روابط انسانی اشاره میکند. در نهایت، او احساس تنهایی و عدم درک را بیان میکند و میگوید که هیچکس او را درک نکرده و در درون خودش غوطهور است.