نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاند

بگو تا بهر زاهد یک دو تا مسواک بنشاند

به‌ گلشن فکر راحت غنچه را غمناک بنشاند

گهر را ضبط خود در عقدهٔ امساک بنشاند

به رفع تلخی ایام باید خون دل خوردن

مگر صهبا خمار وهم این تریاک بنشاند

صبا گر مرهم شبنم نهد بر روی زخم گل

ز خار منتش عمری ‌گریبان چاک بنشاند

در این گلشن نهال ناله دارد نوبر داغی

گل ساغر تواند چید هرکس تاک بنشاند

خیال طرهٔ حور است زاهد را اگر بر سر

ز بهر زلف حوران شانه از مسواک بنشاند

دمی چون‌ صبح می‌خواهم قفس بر دوش پروازی

چو گل تا کی سپهرم در دل صد چاک بنشاند

چو عشق آمد، خیال غیر، رخت از سینه می‌بندد

شکوه برق گرد یک جهان خاشاک بنشاند

شکار زخمی‌ام‌، بیتابی‌ام دارد تماشایی

مبادا جوش خونم الفت فتراک بنشاند

اگر چرخت نوازش کرد، از مکرش مباش ایمن

کمان چون تیر را در بر کشد بر خاک بنشاند

نصیب دانه نبود ز آسیا غیر از پریشانی

غبار خاطرم کی گردش افلاک بنشاند؟!

اگر از موج‌ گوهر می‌توان زد آب بر آتش

عرق هم‌ گرمی آن روی آتشناک بنشاند

به ساز عافیت چون شعله تدبیری نمی‌یابم

ز خود برخاستن شاید غبارم پاک بنشاند

چو گل پر می‌زنم در رنگ و از خود برنمی‌آیم

مرا این آرزو تا کی ‌گریبان ‌چاک بنشاند

به رنگ قطره با هر موج دارم نقد ایثاری

مبادا گوهرم در عقدهٔ امساک بنشاند

تحیر گر نپردازد به ضبط‌ گریهٔ عاشق

غبار عالمی از دیدهٔ نمناک بنشاند

طرب خواهی، نفس در یاد مژگانش به دل بشکن

تواند جام می برداشت هرکس تاک بنشاند

صفای بادهٔ تحقیق اگر صیقل زند ساغر

برون چون زنگت از آیینهٔ ادراک بنشاند

به شو‌خی مشکل است از طینتم رفع هوس ‌بیدل

مگر آب از حیا گشتن غبار خاک بنشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از عشق و شعور انسان در هم‌نشینی با طبیعت و زیبایی‌ها می‌پردازد. شاعر به باغبان اشاره می‌کند که درختان و گل‌ها را در باغ‌های خود می‌کارد و این باغ‌ها نمادی از احساسات انسانی هستند. از غم و خوشی، طراوت و پژمردگی در زندگی صحبت می‌شود و نشان می‌دهد که زندگی پر از تلخی‌ها و خوشی‌هاست. شاعر به عشق، آرزوها، و دغدغه‌های عاشقانه خود می‌پردازد و بیان می‌کند که چگونه می‌توان از تلخی‌های روزگار عبور کرد و بر مشکلات غلبه کرد. او به یاد مستان و اثرات شگفت‌انگیز عشق اشاره می‌کند و به تاثیری که خمار عشق بر دل فرد می‌گذارد، اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به تأمل در لحظات زندگی و زیبایی‌های آن پرداخته و از عشق و روحیات انسانی به تصویر می‌کشد. هر بیت گویا از غم، شوق، و حسرت‌هایی است که در جستجوی عشق و زیبایی در دل انسان وجود دارد.