نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آن سبکروحان که تن در خاکساری داده‌اند

در سواد سرمهٔ خط چون نگاه افتاده‌اند

برخط عجز نفس عمری‌ست جولان می‌کنی

رهروان یک سر تپش آواره ی این جاده‌اند

رنگ حال سرو قمری بین‌ که در گلزار دهر

خاکساران زیر طوق و سرکشان آزاده‌اند

درخور ضبط نفس دل را ثبات آبروست

بحر با تمکین بود تا موجها استاده‌اند

ممسکان را در مدارا نرم‌ رو فهمیده‌ای

لیک در سختی چو پستان زن نازاده‌اند

نقش مردی آب شد از ننگ این زن‌طینتان

کز نتایج ریش می‌زایند از بس ماده‌اند

در دبستان ‌جهان از بسکه‌ درس غفلت‌ است

خلق چون لوح‌مزار از نقش‌ عبرت ساده‌اند

بی ‌طواف دل مدان ما را که از خود رفتگان

همچو حیرت بر در آیینه‌ ها افتاده‌اند

خاک هستی یک قلم بر باد پرواز فناست

غافلان محو بز افکندن سجاده اند

عشق در هرپرد آهنگی دگر می‌پرورد

جام و مینا جمله‌ گویا و خموش باده‌اند

همچو بیدل ذره‌ تا خورشید این حیرت‌سرا

چشم شوقی درسراغ جلوه‌ای سر داده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تیره‌روزی و ناپایداری زندگی انسانی اشاره می‌کند. او می‌گوید انسان‌هایی که در خاک فرو رفته‌اند، در حقیقت درگیر احوالات و مشکلات زندگی هستند. با تشبیهاتی مانند «رنگ حال سرو قمری» و «خاکساران زیر طوق»، بر تضاد میان آزادگی و بندگی و سختی‌های زندگی تاکید می‌کند. شاعر از غفلت انسان‌ها در یادگیری و عبرت گرفتن سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که محبت و عشق از هر پرده‌ای صدای جدیدی تولید می‌کند. در نهایت، یک حس شوق و longing برای جست‌وجوی حقیقت و زیبایی وجود دارد که به تصویر کشیده می‌شود. به طور کلی، شعر به بررسی مسایل وجودی، عشق و غفلت‌های انسانی می‌پردازد و به خواننده یادآوری می‌کند که زندگی حاوی همدلی و کشف‌های جدید است.