غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاران تمیز هستی بدخو نکردهاند
از شمع چیدهاند گل و بو نکردهاند
آیین حسن جوهر سعی بصیرت است
کوران تلاش وسمهٔ ابرو نکردهاند
وارستگان ز شرم نی بوریای فقر
نقش قبول زینت پهلو نکردهاند
خودسنجی از دکانچهٔ سودای شهرت است
ما را نشان تیر ترازو نکردهاند
آیینه چند تهمت خودبینیات کشد
ارباب شرم جز به عرق رو نکردهاند
توفیق کعبهٔ دل از این سرکشان مخواه
یک سجده نذر خدمت زانو نکردهاند
خاصان چو شمع ناظر این محفلند، لیک
جز پیش پا نگاه به هر سو نکردهاند
چین جبین به وصف تبسم بدل کنند
شکر لبان اهانت لیمو نکردهاند
هرجا شکست دل ادبآموز منصفی است
تصویر چینی از قلم مو نکردهاند
گرد عبارتیم، به معنی که میرسد
ما را هنوز در طلبش او نکردهاند
بیدل به خود جنون کن و صد پیرهن ببال
بیچاک جامهٔ هوس اتو نکردهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد وضعیت اجتماعی و اخلاقی میپردازد و به موضوعاتی چون صداقت، فقر، و خودبینی اشاره میکند. او بیان میکند که یاران خوب و پاکدامنند و در عوض، برخی به دنبال شهرت و موقعیت اجتماعیاند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که وارستگان از فقر شرم دارند و در تلاشاند که در ظاهر خوب به نظر برسند. او انتقاد میکند که افراد در محافل عرفانی و معنوی، تنها به ظواهر توجه دارند و به باطن و عمق مسائل توجهی نمیکنند. نهایتاً، شاعر به ناپایداری و سطحینگری افراد اشاره میکند و از آنان میخواهد که برای رسیدن به حقیقت و معنای واقعی زندگی، تلاشی عمیق و واقعی کنند.