نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۶۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستند

بیدماغی‌کرد کوشش منزلی آراستند

سرکشم اما جبین سجده مشتاقم چو شمع

از نم اشک چکیدن مایلی آراستند

نارسایی داشت سعی کاروان مدعا

آخر از پرواز رنگم محملی آراستند

خواب راحت آرزو کردم تپیدن بال زد

عافیت جستم دماغ بسملی آراستند

صد بیابان خار و خس تسلیم آتشخانه‌ای

محو شد نقش دو عالم تا دلی آراستند

آبرو یک عمر گردید آبیار سعی خلق

تا توّهم مزرع بیحاصلی آراستند

در فضای بی‌نیازی عالمی پرواز داشت

از هجوم مطلب آخر حایلی آراستند

ازتسلسل جوش این مشت خون آگه نی‌ام

اینقدر دانم‌ که دل هم از دلی آراستند

بحر گوهر نذر مشتاقان که یاس اندیشگان

بیشتر از خاک گشتن ساحلی آراستند

بیدل از ضبط نفس مگذرکه راحت مشربان

هرکجاکشتند شمعی محفلی آراستند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و احساسات عاشقانه شاعر می‌پردازد. او از تلاش‌های خود برای زیبا کردن دل و زندگی‌اش صحبت می‌کند و به دنبال آرامش و راحتی است، اما در عین حال با چالش‌ها و مشکلات مواجه می‌شود. شاعر به سادگی زندگی و تنبلی انتقاد می‌کند و در عوض، از شوق و اشتیاق به پرواز و بهبود روحیه‌اش می‌گوید. او به ناکامی‌ها و رنج‌ها نیز اشاره دارد و در نهایت به اهمیت جست‌وجوی آرامش و زیبایی در دل می‌پردازد. تصاویری مانند شمع، آبرو و گل در متن نشان‌دهنده جست‌وجوی عشق و معنا در زندگی است.