غزل شمارهٔ ۱۳۷ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الهی پارهای تمکین رم وحشی نگاهان را
به قدر آرزوی ما شکستیکجکلاهان را
بهمحشرگر چنین باشد هجوم حیرت قاتل
چو مژگان بر قفا یابند دست دادخواهان را
چهامکان است خاک ما نظرگاه بتان گردد
فریب سرمهنتوان داداینمژگان سیاهانرا
رعونت مشکل استاز مزرع ما سربرون آرد
که پامالی بود بالیدن این عاجزگیاهان را
گواهی چون خموشی نیست بر معمورهٔ دلها
سواد دلگشایی سرمه بس باشد صفاهان را
زشوخیهای جرمخویش میترسمکهدر محشر
شکست دل به حرف آرد زبان بیگناهان را
توان زد بیتأمل صد زمین و آسمان برهم
کف افسوس اگر باشد ندامت دستگاهان را
نشانها نقش بر آب است در معمورهٔ امکان
نگین بیهوده در زنجیر دارد نام شاهان را
درینگلشنکهٔکسر رنگتکلیف هوسدارد
مژه برداشتنکوهی است استغنا نگاهان را
صدایی از درایکاروان عجز میآید
که حیرت، هم به راهی میبردگمکرده راهان را
مزاج فقر ما باگرم وسرد الفت نمیگیرد
هوایی نیست بیدل سرزمین بیکلاهان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و اندیشههای عمیق شاعر درباره وضعیت بشر و پیچیدگیهای زندگی میپردازد. شاعر از قدرت اراده الهی سخن میگوید و به تمکین انسانها در برابر خواستههای آن اشاره میکند. وی به مصائب و مشکلاتی که در روز قیامت ممکن است به وجود آید اشاره کرده و همچنین درباره درد و رنجهایی که ناشی از اعمال نادرست انسانها است، تأمل میکند. در نهایت، او به ناامیدی و حیرت انسانها در مواجهه با چالشهای زندگی و عدم توانایی در تغییر سرنوشتشان اشاره میکند. شاعر با توصیف عجز و فقر، فضایی از ناامیدی و درماندگی را برمیانگیزد و پیوند بین دنیای مادی و معنوی را مورد بررسی قرار میدهد.