غزل شمارهٔ ۱۳۷۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند
در نان و نمکها قسمی بود که خوردند
در چشمهٔ شرم آب نماند از دل بیدرد
کردند جبین بینم و چشمی نفشردند
آه از شرری چند کز افسون تعلق
دندان به دل سنگ فشردند و نمردند
امواج به صد تک زدن حسرت گوهر
آخر کف پا آبله کردند و فسردند
هر چینی از این بزم شکست دگر آورد
موی سر فغفور چه مقدار ستردند
چون شمع در این صومعه از شرم فضولی
تسلیم سرشتان به عرق سبحه شمردند
در خاک طلب بیدل اثرهای ضعیفان
لغزش قدمی بود که چون اشک سپردند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تفکر و عبرتآموزی از زندگی و تجربیات تلخ و شیرین انسانها اشاره میکند. یاران از لذایذ زندگی بهرهمند شده و در عین حال از درد و رنجهای خود آگاهی دارند. آنها در تلاشند تا با وجود زخمها و شکستها، به معانی عمیقتری از زندگی دست یابند. شاعر به احساس شرم و تردید در مقابل برخی از رفتارها و جاذبههای دنیوی اشاره میکند و نشان میدهد که این احساسات میتوانند انسان را به تفکر و تفحص در وجود خود وادار کنند. در نهایت، او به ناتوانی انسانها در مقابل چالشهای زندگی و خطاهای خود اشاره میکند، بهنحوی که این خطاها قابل گریزی نمیباشند.