نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورند

تپش آماده‌تر از خون رگ منصورند

نامجویان هوس را ز شکست اقبال

کاسه‌ها آمده بر سنگ و همان فغفورند

جرسی نیست در این قافلهٔ بی‌سروپا

ناله این است ‌که از منزل معنی دورند

نارسایی تک و تازند چه پست و چه بلند

تا به عنقا همه پرواز پر عصفورند

چشم عبرت به ره هرزه‌دوی بسیارست

لیک این آبله‌ها زبر قدم مستورند

صوف و اطلس همه را پرده‌در رسوایی‌ست

تا کفن پیرهن خلق نگردد عورند

می‌روند از قد خم مایل مطلوب عدم

بوسه‌ خواه لب افسوس کمین گورند

محرم نشئه به خمیازه نمی‌دوزد چشم

حلقه‌های در امید همه مخمورند

تا کجا واسطه را حایل تحقیق ‌کنید

مژه‌ها پیش نظر دود چراغ طورند

معنی از حوصلهٔ فهم بلند افتاده‌ست

خرمن ماه همان دانه‌ کشانش مورند

خلق چون سایه نهفت آینه در زنگ خیال

ورنه این نامه‌سیاهان به حقیقت نورند

بیدل از شب‌پره ‌کیفیت خورشید مپرس

حق نهان نیست ولی خیره‌نگاهان‌ کورند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت انسان‌ها در زندگی و حقیقت می‌پردازد. انسان‌ها با احساس محرومیت و ناکامی در جستجوی معنا و حقیقت هستند و در عین حال در تلاطم‌های زندگی گرفتارند. آن‌ها به دلیل دوری از معنا، سرگردان و ناآگاهند، و تلاش می‌کنند تا به حقیقت دست یابند ولی در بیشتر اوقات در تمامی تلاش‌ها، ناکام می‌مانند. شاعر به تمثیلاتی از حالتی بین عشق و فقدان، و نیز مشکلات و نارسایی‌هایی که انسان‌ها در زندگی تجربه می‌کنند، اشاره دارد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که حقیقت نهان است، اما انسان‌ها به دلیل نادانی و بی‌توجهی، قادر به درک آن نیستند.