غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
برق خطی بر سیاهی میزند
هالهٔ مه تا به ماهی میزند
سجده مشتاق خم ابروی کیست
بر دماغم کجکلاهی میزند
معصیت در بارگاه رحمتش
خندهها بر بیگناهی میزند
ای عدم فرصت، شرارکاغذت
چشمک عبرت نگاهی میزند
بهر عبرت فرصتی در کار نیست
یک نگه برهرچه خواهی میزند
پُردلیها امتحانگاه بلاست
تیغ بر قلب سپاهی میزند
تا فسون بادبان دارد نفس
کشتی ما برتباهی میزند
بی تو گر مژگان بهم میآیدم
بر سر خوابم سیاهی میزند
بیدل از وصلی نویدم دادهاند
دل تپیدن کوس شاهی میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تصاویری از زیبایی و تضادها میپردازد. اشاره به تأثیر نور بر سیاهی، وصف حالاتی از عشق و معصیت، و فرصتی برای عبرت گرفتن از وقوعات زندگی میکند. موضوعاتی چون آزمایشات سخت و احساسات شدید نسبت به معشوق، تنهایی و دردهای ناشی از فراق نیز مطرح میشود. در نهایت، شاعر نویدهایی از وصال و شادی را به تصویر میکشد، که دل را به تپش وامیدارد.