نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۵۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند

افسون خواب کرد غرور نفس بلند

یکسر به زیر چرخ‌، پر و بال ریختیم

پرواز کس نجست ز بام قفس بلند

از حرف و صوت راه قیامت‌گرفت خلق

منزل شد اینقدر ز فسون جرس بلند

سهل است دستگاه غرور سبکسران

آتش نگردد آن همه از خار و خس بلند

وحشت نواست شهرت اقبال ناکسان

بی‌پر زدن نگشت طنین مگس بلند

همّت در این جونکده زنجیر پای ماست

یارب مباد اینهمه دامان کس بلند

دردا که در قلمرو طاقت نیافتیم

یک ناله چون تغافل فریادرس بلند

دست تلاش خاک به ‌گردون نمی‌رسد

پر نارساست دانش و تحقیق بس بلند

بیدل اگر جنون نکند هرزه‌ تازیت

گرد دگر نمی‌شود از پیش و پس بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن غفلت انسان و تأثیرات منفی آن بر زندگی فردی و اجتماعی است. شاعر از سرزدن هوس‌ها و فریادهای درونی صحبت می‌کند که باعث می‌شود انسان‌ها از واقعیت‌های زندگی غافل شوند. او به ناتوانی در پرواز از قفس، به دلیل غرور و خودبینی اشاره دارد و می‌گوید که تلاش‌ها و خواسته‌هایمان در برابر قدرت‌های بزرگ ناکام می‌مانند. همچنین، او از احساسات بی‌ثمر و خطرناک ناشی از شهرت‌های ناپایداری سخن می‌گوید و ناپایداری این دنیا را نشان می‌دهد. در نهایت، شاعر از درد و دردسرهایی که در این دنیا متحمل می‌شویم، نومید است و به ناتوانی دانش و تحقیق در حل مشکلات اشاره می‌کند.