نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

هم در طلسم خویش تماشای او کنند

پاکی چو بحر موج زند از جبینشان

قومی که از گداز تمنا وضو کنند

آزادگان نهال گلستان ناله‌اند

بر باد اگر روند نشاط نموکنند

پروانه‌مشربان بساط وفا چو شمع

اجزای خویش را به گداز آبرو کنند

ما را به زندگی ز محبت گزیر نیست

نتوان گذشت گر همه با درد خو کنند

عنقاست در قلمرو امکان بقای عیش

تاکی بهار را قفس از رنگ و بو کنند

جیب مرا به نیستی انباشت روزگار

چاکی‌ست صبح را که به هیچش رفو کنند

این موجها که گردن دعوی کشیده‌اند

بحر حقیقتند اگر سر فروکنند

ای غفلت آبروی طلب بیش از‌ این مریز

عالم تمام اوست‌که را جستجوکنند

بیدل به این طراوت اگر باشد انفعال

باید جهانیان ز جبینم وضو کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف روشندلان و بینش عمیق آنها می‌پردازد. آنها مانند آینه بر تمام موارد آگا‌ه‌اند و در جستجوی حقیقت از گداز تمنا، پاکی و عشق به زندگی سخن می‌گویند. شاعر به آزادی و زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در سختی‌ها همچنان باید به عشق و محبت ادامه داد. همچنین، به زندگی و لذت‌های آن که در قید و بند رنگ و بوها نیستند اشاره می‌شود و در نهایت تأکید می‌کند که برای درک حقیقت، تلاش و جستجو ضروری است. در کل، شعر بر عشق، حقیقت، و تلاش برای رهایی از قید و بندهای دنیا تأکید دارد.