غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در ادبگاهی که لب نامحرم تحریک بود
عافیت چون معنی عالی به دل نزدیک بود
مقصد خلق ازتب وتاب هوس موهوم ماند
پی غلط کردند از بس جادهها باریک بود
نفخ منعم ته شد از نم خوردن کوس و دهل
باد و آب انفعالی در دماغ خیک بود
ناکجا غثیان نخندد بر دماغ اهل جاه
جام و صهبای تعین نیکدان و نیک بود
ساز نافهمیدگیکوک است،کو علم و چه فضل
هرکجا دیدیم بحث ترک با تاجیک بود
دل چه سازد جسم خاکی محرم رازش نخواست
آینه رو از که تابد خانه پُر تاریک بود
عشق ورزیدیم بیدل با خیالات هوس
این نفسها یکقلم از عالم تشکیک بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف شرایط و محیطی پرداخته که در آن انسانها به دلیل هوسها و خواستههای غیرواقعی در دچار تردید و سرگشتگی هستند. شاعر به عافیت و آرامشی که به دور از آرزوهای موهوم در دل نزدیک است اشاره میکند و به باریک بودن راهها که سبب اشتباهات انسانها میشود، اشاره میکند. همچنین، به نارسایی در دانش و فهم اشاره کرده و از عشق و خیالات میگوید که در نهایت به نوعی سردرگمی و تشکیک میانجامد. شعر به نوعی انتقاد از وضعیت اجتماعی و روحی انسانها در برابر هوسها و ناکامیهاست.