نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود

عکسم ز آب آینه در زیر زنگ بود

چون لاله زین بهار نچیدیم غیر داغ

آیینه‌داری نفس اظهار رنگ بود

پروازها به زیر فلک محو بال ماند

گردی نشد بلند ز بس عرصه تنگ بود

بوس کفش تبسم صبح امید کیست

اینجا همین بهار حنا گل به چنگ بود

در عالمی ‌که بیخبر از خود گذشتن است

اندیشهٔ شتاب طلسم درنگ بود

صبری مگر تلافی آزار ما کند

مینا شکسته ‌آنچه ‌به دل بست سنگ بود

زنجیر ما چو زلف بتان ماند بی‌صدا

از بس غبار دشت جنون سرمه رنگ بود

حیرت ‌کفیل یکمژه تمهید خواب نیست

آینه داغ سایهٔ دیوار زنگ بود

آهی نکرد گل ‌که دمی از خودم نبرد

رنگ شکسته‌ام پر چندین خدنگ بود

بیدل به‌ جیب خویش فرو برد حیرتم

چشم به هم نیامده ‌کام نهنگ بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و غم ناشی از دوری معشوق خود می‌پردازد. او به توصیف حالاتی می‌پردازد که در غیاب محبوبش تجربه کرده و به تصویر کشیدن تصویر خودش که در آینه تنها و غمگین است. شاعر از چالش‌های زندگی و محدودیت‌هایی که احساس می‌کند، سخن می‌گوید و به نوعی به عدم تحقق آرزوها و خواب‌هایش اشاره می‌کند. از دیگر مضامین شعر می‌توان به حسرت، انتظار و خطرات عشق اشاره کرد. در نهایت، شاعر حس بی‌زمینی و حیرت خود را از شرایط زندگی و عشق بیان می‌کند.