نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود

سر خط پیشانی ما را مداد از سایه بود

یک نفس با مهلتی سودا نکردیم آه عمر

این حباب بی‌سر وپا پرتنک سرمایه بود

مایهٔ بالیدن ما پهلوی خود خوردنست

درگداز استخوان شمع شیر دایه بود

نالهٔ فرهاد می‌آید هنوز از بیستون

رونق تفسیر قرآن وفا این آیه بود

این شماتتهای یاران زیر چرخ امروز نیست

خانهٔ شطرنج تا بوده‌ست خوش همسایه بود

التفات نازی از مژگان سیاهی داشتیم

هرکجا رفتیم از خود بر سر ما سایه بود

محمل نازش ز صحرایی‌که بال افشان گذشت

گرد اگر برخاست طاووس چمن پیرایه بود

بید‌ل از چاک جگر چون صبح بستم نردبان

منظری‌کز خود برآیم با فلک هم‌پایه بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به مضامینی همچون زندگی، عشق، گذر زمان و تأمل در سرنوشت انسان اشاره دارند. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به زندگی و چالش‌های آن صحبت می‌کند و به فراز و نشیب‌های این سفر تأکید دارد. او از لحظات شیرین و همچنین سختی‌ها می‌گوید و در نهایت به تحولی که در زندگی‌اش ایجاد شده، می‌پردازد. این تحولات گاهی ناشی از عشق و گاهی از تأمل در ادیان و آموزه‌های اخلاقی هستند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادها، احساسات خود را به تصویر کشیده و نقدی بر روابط انسانی و معنای زندگی دارد.