نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شود

صد جاده از یک آبله‌کوتاه می‌شود

ای قاصد یقین املت رهزن است و بس

منزل مکن بلند که بیگاه می‌شود

نقاش نیست کلک ازل گر نظر کنی

آدم مصور از کلف ماه می‌شود

بیش وکم غنا هه اسماء حاجت است

فقر آن زمان ‌که‌ گل ‌کند الله می‌شود

بر خاتم قناعت درویش مشربی

کم نیست اینکه نام‌گدا شاه می‌شود

از آفت غرور حذرکن‌که همچو شمع

چشم از بلندی مژه‌ات چاه می‌شود

برهمزن وقار بزرگی ست‌گفتگو

کوه از صدا خفیفتر ازکاه می‌شود

چون آسمان‌ کمال بزرگان فروتنی است

وضع تواضع‌آب رخ جاه می‌شود

هر نعمتی‌که مائدهٔ حرص چیده است

انجام رغبتش همه اکراه می‌شود

از جادهٔ ادب منمایید انحراف

پا خصم دامنی‌ست‌که گمراه می‌شود

جزیاس نیست‌کروفرلاف زندگی

هر گه نفس بلند شود آه می‌شود

روزی ‌دو از تو شکوهٔ طالع غنیمت است

این عالم است کار که دلخواه می‌شود

بیدل به‌ناله خوکن‌و خواهی‌خموش باش

اینها فسانه‌ای‌ست که کوتاه می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفاهیم مختلفی نظیر علم، غرور، فقر، قناعت، تواضع و ادب می‌پردازد. شاعر به اهمیت آگاهی از حقیقت و ارتباط آن با مسیر زندگی اشاره می‌کند. همچنین، بر خطرات غرور و خودبزرگ‌بینی تأکید می‌کند و می‌گوید که باید از اندیشه‌های بیهوده پرهیز کرد. تواضع و قناعت را فضیلتی می‌داند که موجب برکت و آرامش در زندگی می‌شود. در نهایت، به عدم تعصب و نیاز به آرامش و سکوت در مواجهه با مشکلات پرداخته و بیان می‌کند که زندگی پر از فراز و نشیب است و درک صحیح از آن ضروری است.