نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آفات از هوس به سرت هاله می‌شود

این شعله‌ها ز دست تو جوّاله می‌شود

زین کاروان چه سود که هرکس چو نقش پا

از سعی پیش‌تاخته دنباله می‌شود

بی‌شغل فتنه نیست چو نفس از فساد ماند

چون قحبهٔ عجوز که دلّاله می‌شود

از محتسب بترس‌ که این فتنه‌زاده را

چون وارسند دختر رز خاله می‌شود

بی‌سحر نیست هیأ‌ت شیخ از رجوع خلق

این خر تناسخی‌ست که گوساله می‌شود

سوداییان بخت سیه را ترانه‌هاست

طوطی هزار رنگ به بنگاله می‌شود

ما را قرینه دولت بیدار داده است

صبحی که در شب‌، او شفق لاله می‌شود

در وقت احتیاج‌، ز اظهار، شرم دار

چون شد بلند دست دعا ناله می‌شود

وامانده‌ام به راه تو چندانکه بر لبم

چون شمع حرف آبله تبخاله می‌شود

بیدل به شیب نام حلاوت مبر که نخل

دور است از ثمر چو کهن‌ساله می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بررسی و تحلیل احساسات انسانی و مشکلات اجتماعی می‌پردازد. شاعر به هوس‌ها و دشواری‌های زندگی اشاره کرده و تصاویری از فتنه و فساد را به تصویر می‌کشد. او از خطرات و تبعات فساد می‌گوید و به مشابهت زندگی با حالاتی از قبیل فقر و ناامیدی اشاره می‌کند. همچنین، به مسائل مربوط به عشق و نیاز به دعا و کمک در زمان‌های دشوار پرداخته است. در نهایت، شاعر به امید و بیداری دل‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که با وجود مشکلات، هنوز امید به بهبودی وجود دارد.