نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیاکه جام مروت دهیم حوصله را

به سایهٔ کف پا پروریم آبله را

به وادیی که تعلق دلیل کوشش‌هاست

ز بار دل به زمین خفته‌گیر قافله را

ز صاحب امل آزادگی چه مکان است

درین بساط‌گرانخیزی است حامله را

ز انقلاب حوادث بزرگی ایمن نیست

به طبع‌کوه اثر افزونتر است زلزله را

محبت از من و تو رنگ امیتازگداخت

تری و آب سزاوار نیست فاصله را

به‌کج ادایی حسن تغافلت نازم

که یاد اوگلهٔ ناز می‌کندگله را

چوصبح یک دونفس مغتنم شمربیدل

مکن دلیل اقامت چو زاهدان چله را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف محبت و حوصله پرداخته و به چالش‌های زندگی اشاره می‌کند. شاعر به زیبایی روابط انسانی و تأثیر آن‌ها بر یکدیگر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و محبت می‌تواند فاصله‌ها را از بین ببرد. همچنین، به ناپایداری زندگی و تأثیر حوادث بر آدم‌ها اشاره می‌کند و در نهایت، بر اهمیت مدت زمان و لحظات غنیمت شمرده شده تأکید می‌ورزد. به طور کلی، شعر حس عمیق وابستگی و تلاش برای درک و حفظ محبت را منتقل می‌کند.