نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرساید

چو آن سنگی ‌که زیر کوه باشد دیر فرساید

گداز سعی کامل نیست بی ایجاد تعمیری

طلا در جلوه آرد هر قدر اکسیر فرساید

به قدر صیقل از آیینهٔ ما می‌دمد کاهش

تحیر نقش دیواری ‌که از تعمیر فرساید

شکست کار مظروف از شکست ظرف می‌جوشد

زبان و لب بهم ساییم تا تقریر فرساید

ز پیمان خیالت ‌نقش امکان ‌گرده‌ای دارد

شکستن نیست ممکن رنگ این تصویر فرساید

به شغل سجده‌ات ‌گردی نماند از ساز اجزایم

چو آن ‌کلکی ‌که سر تا پاش در تحریر فرساید

مسلسل شد نفس سر می‌کنم افسانهٔ زلفت

مگر راهی ‌که من دارم به این شبگیر فرساید

ز حد بردیم رنج جهد و آزادی نشد حاصل

به سعی ناله آخر تا کجا زنجیر فرساید

ز لفظ نارسا خاک‌ست آب جوهر معنی

نیام آنجاکه تنگ افتد دم شمشیر فرساید

تمنا درخور نایابی مطلب نمو دارد

فغان برخوبش بالد هرقدر تأثیر فرساید

به افسون دم پیری املها محو شد بیدل

چو میدان‌کمان کز بوسهٔ زهگیر فرساید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات صبر، تلاش و شکست در زندگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که صبر و استقامت انسان شبیه سنگی است که به آرامی فرسوده می‌شود، ولی همچنان در برابر مشکلات پابرجاست. تلاشی که بدون تغییر و تحول باشد، نتیجه‌ای نخواهد داشت، مانند طلا که در یک جلوه زیبا خود را نشان می‌دهد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که مانند آیینه‌ای که به مرور زمان کدر می‌شود، انسان نیز تحت تأثیر شرایط و تجربیات قرار می‌گیرد. او می‌گوید که گاهی شکست‌های زندگی منجر به جوشش و انرژی تازه‌ای می‌شود و پیمان خیال ما، با وجود مشکلات، همچنان برقرار است. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که اگرچه در تلاش برای آزادی و به دست آوردن آرزوها ممکن است رنج بکشیم، اما این رنج‌ها به ما قدرت و معنا می‌بخشند. کوشش‌های ما مانند خاکی بی‌فایده نیست و در نهایت، میل به برآورده شدن نیازها و اهداف در ما وجود دارد، حتی اگر موانع و سختی‌ها زیاد باشند.