نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید

به جای دیده پسندیده‌ام سیاه و سفید

ز خط و روی توکایینهٔ فریب‌نماست

ز شام و صبح چه فهمیده‌ام سیاه و سفید

ازآن زمان‌که به سرگشتگی‌ست نسبت من

به رنگ خامه بسی دیده‌ام سیاه و سفید

مژه به نرگس نیرنگ‌ساز او می‌گفت‌

غزاله‌ای چو تو نشنیده‌ام سیاه و سفید

ز بس شرار خیال تو در نظر دارم

چو داغ پنبه بود دیده‌ام سیاه و سفید

ز داغهای دل و اشک چشم تر بیدل

گل بهار جنون چیده‌ام سیاه و سفید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و حالتی عاشقانه و غم‌انگیز دارد. شاعر با استفاده از رنگ‌های سیاه و سفید، تضاد احساسات و حالات خود را بیان می‌کند. او بیان می‌کند که چشم‌هایش فقط زیبایی‌های معشوق را می‌بیند، و حتی در شب و روز، این زیبایی را تجربه کرده است. همچنین به سرگشتگی و پروانه‌وارگی‌های خود در عشق اشاره می‌کند و از اشک و دردهای دلش سخن می‌گوید. در کل، شعر نمایانگر عشقی عمیق و پیوندی احساساتی است که تحت تأثیر زیبایی‌های ظاهری و باطنی معشوق قرار دارد.