نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۱ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عید

کج کرده است باز مه نو کلاه عید

دارد ز ماه نو همه تن یک خط جبین

یارب بر آستان که افتاد راه عید

گویا به وصف قبلهٔ معنی‌نواز ماست

این مصرع بلند فلک دستگاه عید

آن قبله‌ای‌ که جانب محراب ابروبش

خم دارد از هلال غرور نگاه عید

صبح وفا سرشته لب مهرپرورش

دارد تبسمی‌ که نیاید ز ماه عید

هرچند از هلال رقم ‌کرد روزگار

در چشم اعتبار خطی از گواه عید

پیش درش ز خجلت تسلیم بیدل است

تا آسمان نشان لب عذرخواه عید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها شاعر به زیبایی و لطافت عید پرداخته و از جلوه‌های ماه نو و حال و هوای آن می‌گوید. عید به عنوان زمانی برای تجلی و تجدید محبت‌ها و عواطف معرفی شده است. شاعر اشاره می‌کند که جمال و زیبایی عید همچون قبله‌ای است که همه چیز به سمت آن جذب می‌شود. همچنین، احساساتی چون خجالت و تسلیم در برابر زیبایی‌های عید و عشق را به تصویر می‌کشد و به نوعی اندوه ایام گذشته را نیز در پس این خوشحالی‌ها احساس می‌کند.