نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شعله نهال از قلمت‌ گلشن ‌کاغذ

دود از خط مشکین تو در خرمن‌ کاغذ

خط نیست‌که‌گل‌کرد از آن‌کلک‌گهربار

برخاسته از شوق تو مو بر تن‌ کاغذ

با حسرت دل هیچ نپرداخت نگاهت

کاش آینه می‌داشت فرستادن کاغذ

لخت جگرم سد ره ناله نگردید

پنهان نشد این شعله به پیراهن کاغذ

از وحشت آشوب جهان هرچه نوشتم

افشاند خط از خویش پر افشاندن کاغذ

سهل است به این هستی موهوم غرورت

آتش نتوان ریخت به پرویزن کاغذ

با تیغ توان شد طرف از چرب‌زبانی

در آب چو روغن نبود جوشن کاغذ

بر فرصت هستی مفروشید تعین

گو یک دو شرر چین نکشد دامن کاغذ

چون خامه خجالت‌کش این مزرع خشکیم

چیدیم نم جبهه به افشردن کاغذ

بیدل سر فوارهٔ این باغ نگون است

تاکی به قلم آب دهی گلشن کاغذ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و زیبایی‌هایی می‌پردازد که از نوشتن و هنر خطاطی ناشی می‌شود. شاعر با استفاده از استعارات و تصاویری چون شعله، گل، و کاغذ، به تأثیرات روحی و عاطفی نوشتن اشاره می‌کند. احساساتی همچون شوق و حسرت، و همچنین ناامیدی و آسیب‌های ناشی از آشوب‌های دنیای بیرونی در این اثر نمایان است. شاعر به زیبایی می‌گوید که چگونه کلمات و هنر خط می‌توانند حس و حال درونی انسان را نمایان سازند، در حالی که در مقابل واقعیت‌های تلخ زندگی، خود را نشان می‌دهند. در نهایت، این شعر حسی از نیاز به زیبایی و بیان عواطف را از خلال هنر کلام منتقل می‌کند.