نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۹۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی‌گویم به گردون سیر کن یا بر هوا بنگر

نگاهی ‌کرده‌ای ‌گل تا توانی پیش پا بنگر

به پرواز هوا تا کی عروج آهستگی غفلت

حضیض قدر جاه از سایهٔ بال هما بنگر

نگردی از گرانی‌های بار زندگی غافل

به عبرت آشنا کن دیده و قد دوتا بنگر

تو ای زاهد مکن چندین جفا در حق بینایی

برآ از خلوت و کیفیت صنع خدا بنگر

حباب بی سر و پایت پیامی دارد از دریا

که ای غافل زمانی خویش را از ما جدا بنگر

چو نی از ناتوانی ناله‌ها در لب گره دارم

نفس‌ کن صرف امداد من و عرض نوا بنگر

در این گلزار هر سو شبنمی بر خاک می‌غلتد

به حال خندهٔ‌ گل ‌گریه‌ها دارد هوا بنگر

خرام سیل در ویرانه‌ها دارد تماشایی

ز رفتارت قیامت می‌رود بر دل بیا بنگر

جبینی سود و رنگ تهمت خون بست بر پایت

به آیین ادب گستاخی رنگ حنا بنگر

به انصاف حیا تا پردهٔ روی حسد بندی

به آن‌ چشمی که خود را دیده باشی سوی ما بنگر

ز ساز رفتن است آماده همچون شمع اجزایت

سراپای خود ای غافل به چشم نقش پا بنگر

اثرهای مروت از سیه‌چشمان مجو بیدل

وفا کن پیشه و زین قوم‌ آیین جفا بنگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مخاطبش پیشنهاد می‌کند که به جای نگاه کردن به آسمان و دوردست‌ها، به جزئیات و اتفاقات روزمره زندگی‌اش توجه کند. او از غفلت و بی‌توجهی به واقعیت‌های زندگی هشدار می‌دهد و به نقش مهم و تأثیرگذار انسان در جهان اشاره می‌کند. شاعر همچنین به احساسات و دردهای درونی اشاره دارد و می‌خواهد تا افراد با نگاه به درون خود و به دور و برشان، عبرت بگیرند و از زیبایی‌ها و واقعیت‌های زندگی غافل نشوند. در نهایت، او بر ضرورت انصاف و مروت تأکید می‌کند و از انسان‌ها می‌خواهد که به یکدیگر با احترام و صداقت برخورد کنند.