نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۲۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خون شد دل و ز اشک اثر می‌کشد هنوز

ساز آب‌گشت و نغمهٔ تر می‌کشد هنوز

حیرت به نقش صفحهٔ امکان قلم‌کشید

مژگان خمار زیر و زبر می‌کشد هنوز

خلقی در این جنونکدهٔ وهم‌، چون هلال

از سرگذشته تیغ و، سپر می‌کشد هنوز

جوش غبار کم نشد از خاک رفتگان

منزل رسیده رنج سفر می‌کشد هنوز

ما را به وهم نشئهٔ تجرید داغ کرد

عریانیی‌که جامه ز بر می‌کشد هنوز

نامحرمی به وصل هم از ما نمی‌رود

حیرت قدح ز حلقهٔ در می‌کشد هنوز

فرش است دستگاه حلاوت به‌کنج فقر

نی گشته بوریا و شکر می‌کشد هنوز

نشکسته گرد رنگ ز پرواز دم مزن

عنقا ز آشیان توپر می‌کشد هنوز

ای شمع نقش پردهٔ تحقیق دیگر است

تصویرت انتظار سحر می‌کشد هنوز

تخفیف حرص خواجه نشد پیکر دوتا

این گاو مرده بار دو خر می‌کشد هنوز

بیدل چه‌گنجهاکه نشد طعمهٔ زمین

قارون به خاک رفته و زر می‌کشد هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از درد و اندوه می‌پردازد که همچنان ادامه دارد. شاعر به احساسات عمیق خود از اشک، حیرت و جنون اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در حالتی از فقر و عریانی، هنوز جاذبه‌ها و زیبایی‌های زندگی وجود دارد. او به تضادها و ناکامی‌های زندگی اشاره دارد و تصاویری از گذشته و حال را برجسته می‌کند. در نهایت، شاعر به جست‌وجوی ارزش‌های گم‌شده و غنای زندگی پرداخته و به نوعی حسرت و آرزو از دست رفته را منتقل می‌کند.