غزل شمارهٔ ۱۷۳ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
نمیباشد خبر از شورِ دریا گوشِ ماهی را
نفس دزدیدنم در شور امکان ریشهها دارد
زبان با موج میجوشد لبِ خاموشِ ماهی را
ز دمسردی دوران کم نگردد گرمی دلها
فسردن مشکل است از آب دریا جوش ماهی را
حریصان را نباشد محنت از حمالی دنیا
گرانی کم رسد از بار درهم دوش ماهی را
به جای استخوان از پیکر اینجا تیر میروید
سراغ عافیتِ کو وضعِ جوشنپوشِ ماهی را
غریق وصلم و شوقِ کنار آوارهام دارد
تپیدن ناکجا وسعت دهد آغوش ماهی را
نصیحت کارگر نبود غریقِ عشق را بیدل
به دریا احتیاج در نباشد گوش ماهی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق انسانی در ارتباط با عشق و دریا میپردازد. شاعر از خیالات و شور و شوریدگیها صحبت میکند و نشان میدهد که عشق و احساسات واقعی نمیتوانند از بین بروند، حتی در سختیها و دردهای زندگی. او به تضادها اشاره میکند، از جمله آرامش و طوفان، و تأکید میکند که در عمق وجود ماهی (نماد انسان) همیشه جایی برای عشق و امید وجود دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که نصیحت و راهنمایی در مواجهه با عشق ناکارآمد هستند و تنها دریا و عمق آن میتواند انسان را در مسیر عشق هدایت کند.