نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۳۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چشم ‌وا کن شش جهت یار است و بس

هر چه خواهی‌ دید، دیدار است‌ و بس

سبحه بر زنار وهمی بسته‌اند

این گره‌ گر واشود تار است و بس

گر بلند و پست نفروشد تمیز

از زمین تا چرخ هموار است و بس

هر نفس صد رنگ بر دل می‌خلد

زندگانی نیش آزار است و بس

چند باید روز بازار هوس

چینی‌ات را مو شب تار است و بس

باغ امکان نیست آگاهی ثمر

جهل تا دانش جنون‌ کار است و بس

مبحث سود و زیان در خانه نیست

شور این سودا به بازار است و بس

کاری از تدبیر نتوان پیش برد

هر که در کار است‌، بیکار است و بس

دود نتوان بست بر دوش شرار

چون ‌ز خود رستی ‌نفس‌ بار است‌ و بس

جهل ما بیدل به آگاهی نساخت

نور بر ظلمت شب تار است و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف و بررسی زندگی و واقعیت‌های آن می‌پردازد. شاعر به ما می‌گوید که همه چیز در دنیا به نوعی وابسته به رابطه با یار و عشق است. او به تضادها و ناهمواری‌های زندگی اشاره کرده و می‌گوید که زندگی پر از رنج و درد است. همچنین به بی‌فایده بودن تلاش‌های تدبیر در عالم اشاره می‌کند و می‌گوید که بسیاری از چیزها به‌راحتی قابل درک نیستند. در نهایت، شاعر به جهل و عدم آگاهی بشری نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که تاریکی و جهل در مقابل نور علم و آگاهی وجود دارد. به طور کلی، مضمون شعر حول مسائلی مانند عشق، رنج، ناآگاهی و تلاش بی‌فایده می‌چرخد.