نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۶۵ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش

نبرد این شعله را خوابی‌ که خاکستر زند آبش

هوای ‌کعبهٔ تحقیق داری ساز تسلیمی

سجود بسمل اینجا در خم بال است محرابش

به جرأت بر میا، سامان جمعیت غنیمت‌دان

بنای اشک غیر از لغزش پا نیست سیلابش

چو آتش‌، جاه دنیا، بد مژه خواباندنی دارد

حذر از استر مخمل‌، لباس ابره سنجابش

طریق خلق داری‌، سنگ بر ساز درشتی زن

نهال رأفت از وضع ملایم می‌دهد آبش

بساط بی‌نیازی بایدت از دور بوسیدن

ندارد لیلی آن برقی ‌که مجنون آورد تابش

درین محفل چو شمع آورده‌ام غفلت ‌کمین چشمی

که تا مژگان در آتش خفته است و می‌برد خوابش

ره تحقیق از سیر گریبان طی نمی‌گردد

ندارد پیچش طومار دریا سعی گردابش

به یاد شرمگین چشمی قدح می‌زد خیال من

عرق تا جبهه خوابانید آخر در می نابش

اگر این برق دارد آتش رخسار او بیدل

نیابی در پس دیوار هیچ آیینه سیمابش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به مسأله گذر عمر و تأثیرات آن بر جوانی و پیری پرداخته شده است. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویری متنوع، تلاش می‌کند تا به درک عمیق‌تری از حالت‌های روحی و معنوی انسان دست یابد. او به جستجوی حقیقت و تسلیم در مقابل خدا اشاره کرده و بر اهمیت همدلی و رأفت افراد نسبت به یکدیگر تأکید می‌کند. در ادامه، شاعر به دوری از دنیا و زخارف آن نیز اشاره می‌کند و بر نیاز به خودشناسی و درونی‌سازی احساسات تأکید می‌کند. در انتها، احساسات عاشقانه و زیبایی‌های درونی به تصویر کشیده شده است، در حالی که اعتماد به نفس و قدرت درونی برای دستیابی به حقیقت اهمیت دارد.