نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۷۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

این صبح که جولانها بر چرخ برین هستش

دامن شکن همت ‌گردد دو سه چین هستش

پر هرزه درا مگذار زین قافلهٔ آفات

شور نفسی دارد صد صور طنین هستش

طبعی‌ که ‌کمالاتش جز کسب دلایل نیست

بی‌شبهه مکن باور گر حرف یقین هستش

از خیره‌سر دولت اخلاق نیاید راست

آشوب چپ اندازی تا نقش نگین هستش

ادبار هم از اقبال ‌کم نیست در این میدان

بر مرد تلاش حیز غالب ز سرین هستش

از وضع زمینگری‌ گو خواجه به تمکین ‌کوش

دم جز به تکلف نیست رخشی ‌که به زین هستش

هر فتنه که می‌زاید از حاملهٔ ایام

غافل نشوی زنهار صد فعل چنین هستش

هرکس به ره تحقیق دعوی قدم دارد

دوری ز در مقصد بسیار قرین هستش

آن چشم‌که انسان را سرمایهٔ بینایی‌ست

از هر دو جهان بیش است‌ گر آینه بین هستش

بر نشو و نما چشمی بگشا و مژه بربند

هر گل‌ که تو می‌کاری آیینه زمین هستش

از روز و شب‌ گردون بیدل چه غم و شادی

خوش باش ‌که مهر و کین‌ گر هست همین هستش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون تلاش و کوشش در زندگی، اهمیت دوری از افکار منفی و ناپایداری‌های دنیا می‌پردازد. شاعر از خواننده می‌خواهد که در برابر چالش‌ها مقاوم بماند و به تحقیق و درک عمیق بپردازد. او بر لزوم استفاده از بینش و آگاهی تاکید می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که تجربیات خوب و بد بخشی از زندگی هستند و باید از آن‌ها درس گرفت. نهایتاً، شاعر بیان می‌کند که زندگی پر از تضادهای مثبت و منفی است و باید با شادی و امید به جلو پیش رفت.