نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین گشا

هرچند آستین گره آرد، جبین گشا

از سایلان‌، دریغ نشاید تبسمت

گیرم کفت تهی‌ست‌، لب آفرین گشا

آب حیات جوی جسد، جوهر سخاست

راه تراوشی چو ظروف گلین گشا

منعم اگر به تنگی خلق است ناز جاه

چین‌دارتر ز نقش نگین، آستین گشا

گر لذت از مآل حلاوت نبرده‌ای

باری ز اشک شمع سر انگبین گشا

افسانه‌های بیژن و رستم، به طاق نه

گر مرد قدرتی، دلت از بند کین گشا

حیف است طبع مرد ز غیبت قفا خورد

یاران حذر کنید ز حیز سرین‌گشا

باغ و بهار، بستهٔ سیر تغافلی‌ست

مژگان به هم نه و نظر دوربین گشا

از نقب سنگ‌، نقش نگین فتح باب یافت

ای نامجو! تو هم ره زیرِ زمین گشا

تحقیق هر قدر دهدت مهلت نفس

گوهر به سوزن نگه واپسین گشا

بیدل به هرچه عزم کنی، وصل مقصد است

اینجا نشانه‌هاست‌، تو شست از کمین گشا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی جنبه‌های مختلف اخلاق و زندگی انسانی می‌پردازد. شاعر به زندگی و لذت‌های معنوی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که برای رسیدن به حقیقت و معنویت، باید از تنگناها و محدودیت‌ها عبور کرد. او به اهمیت ارتباطات انسانی و پرهیز از غیبت و بدگویی می‌پردازد. همچنین به زیبایی‌های طبیعی و رازهای نهفته در آن اشاره می‌کند و تشویق می‌کند که به جای غفلت، به دقت و عمیق‌تر به جهان نگاه کنیم. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که با عزم و اراده، می‌توان به هدف‌های والا دست یافت و به سوی حقیقت و عشق حرکت کرد.