نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر جنون نتوان شد از عقل ادب‌پرور محیط

سعی گوهر تا کجاها تنگ گیرد بر محیط

غیر بیکاری چه می‌آید ز دست مفلسان

نیست جز بر ناتوانی پیکر لاغر محیط

بهرهٔ آسایش دانا ز گردون روشن است

از حباب و موج دارد بالش و بستر محیط

صاف طبعان را به پستی می‌نشاند چرخ دون

با همه روشندلی درد است‌ گوهر در محیط

کرد دل را پایمال آرزو سعی نفس

موج آخر از هوا افتاد غالب بر محیط

هرکسی را در خور اسباب تشویش است و بس

از هجوم موج بر خود می‌کشد لشکر محیط

عالمی‌ را می‌کشی زیر نگین اعتبار

گر شوی بر آبروی خویش چون گوهر محیط

قابل تحریر اشکم نیست طومار دگر

صفحه واری شاید از توفان کند مسطر محیط

عزت و خواری غبار ساحل تمییز ماست

ورنه از کف فرق نگرفته است تا عنبر محیط

بی‌ندامت نیست هستی هر قدر بالد نفس

موج تا باقیست دستی می‌زند بر سرمحیط

بیدل از وضع قناعت بار دوش کس نی‌ام

کشتی ما چون صدف‌گیرد به سرکمتر محیط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی شرایط انسانی و اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد که زندگی چقدر تحت تأثیر عوامل بیرونی و محیطی قرار دارد. شاعر به جنون و رنج انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی پر از ناتوانی و پریشانی است. او بر این نکته تأکید می‌کند که دانایی و آسایش در زندگی به نورانی بودن جهان بستگی دارد. شاعر همچنین بیان می‌کند که چرخ روزگار با نابرابری‌هایی همراه است که برخی را به پستی می‌کشاند و دیگران را برای رسیدن به آرزوهایشان دچار درد و رنج می‌کند. او به مسأله قناعت و بی‌نیازی نیز اشاره دارد و می‌گوید که افراد باید درک کنند که در زندگی ممکن است موج مشکلات همیشه وجود داشته باشد. با استفاده از تمثیل‌هایی چون حباب و موج، شاعر به بی‌ثباتی و تغییرپذیری زندگی پرداخته و از تلاش بیهوده انسان‌ها در مواجهه با چالش‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، او به این حقیقت اشاره می‌کند که زندگی پر از تلاش و کوشش است و انسان‌ها باید با واقعیت‌های زندگی کنار بیایند.