غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک
قبضهٔ تیغی فرنگی ساخت با دندان خوک
گرچه حکم یک نفس سازست در دیر و حرم
نالهٔ ناقوس با لبیک نتوان یافتکوک
از تکلف چونگذشتی رسم و آیین باطلست
مشرب عریانی از مجنون نمیخواهد سلوک
غیر خوبان قدردان دل نمیباشد کسی
عزت آیینه باید دید در بزم ملوک
دورگردون با مزاجکاملان ناراست است
رشته سست افتد اگر باشدکجی در ساز دوک
کی رسد یارب به داد ما یقین نیستی
صرف شد عمر طلب در انتظارکاش و بوک
جبریان محفل تقدیر پر بیچارهاند
با قضا بیدل چه سازد دست و پای لنگ و لوک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم دین و اصول آن میپردازد و نشان میدهد که شک و تردید در دین تنها برای رفع بیاعتمادی است. شاعر با استفاده از استعارههایی چون "قبضه تیغی فرنگی" و "دندان خوک"، به نقد ظاهرسازی و ریا در دین میپردازد. همچنین به این نکته اشاره میکند که برقراری ارتباط صحیح با خدا و جستجوی حقیقت باید فراتر از رسوم و مناسک ظاهری باشد. افت کیفیت دنیا و بیمعنی بودن تلاشهای بیثمر نیز از دیگر مضامین شعر است. به طور کلی، شاعر به جستجوی یقین و حقیقت در زندگی اشاره میکند و به تأمل در سرنوشت و تقدیر انسانها میپردازد.