غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مگو پیام وفا جستهجسته دارد رنگ
هزار نامه به خط شکسته دارد رنگ
به عالمی که خیال تو میکند جولان
غبار هم چو شفق دستهدسته دارد رنگ
هوای وادی شوق تو بسکه گلخیز است
چو شمع خار به پاگر شکسته دارد رنگ
نه گل شناسم و نی غنچه اینقدر دانم
که جلوهٔ تو به دلهای خسته دارد رنگ
هوس هزارگل و لالهگو بهم ساید
کفت همان ز حنای نبسته دارد رنگ
برون نرفته زخود سیر خود چه امکانست
شرار در گره رنگ جسته دارد رنگ
طربپرستی از افسردگی برآ بیدل
که شعله نیز ز پا تا نشسته دارد رنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسان نسبت به معشوق است. شاعر از نامههای خط شکسته و غبارهایی که نشاندهنده عشق هستند، صحبت میکند و به زیباییهای عشق اشاره میکند. همچنین، او به شوق و انتظار در وادی عشق میپردازد و به شکوه و جلوه معشوق اشاره دارد. شاعر از درک زیباییهای عشق و تأثیر آن بر دلهای خسته و افسرده سخن میگوید و بیان میکند که عشق و احساسات میتوانند همچون شعلهای درون انسان روشنایی و انرژی به وجود آورند.