نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دل

تو بار بسته بر ناز ما دست بسته بر دل

سرو تو در چه‌ گلشن دارد خرام عشرت

چون داغ نقش پایت صد جا نشسته بر دل

از آه بی‌ا‌ثر هم ممنون التفاتیم

کز یأس آمد آخر این تیر جسته بر دل

نتوان به جهد بردن غلتانی از گهرها

آوارگی عنانی دیگر گسسته بر دل

شبنم به باغ حسرت دیدار می‌پرستد

افتاده‌ام به راهت آیینه بسته بر دل

افسوس‌ازین دو دم عمرکزیاس بایدم زد

در هر نفس‌کشیدن تیغ دو دسته بر دل

چون اشک شمع بیدل دور از بساط وصلش

آتش فشانده بر سر مینا شکسته بر دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دلتنگی است. شاعر از زیبایی‌های معشوقه‌اش و تأثیر عمیق او بر دلش سخن می‌گوید. او به دلتنگی‌های ناشی از جدایی، درد و رنجی که ناشی از عشق ناکام به بار آورده، اشاره می‌کند. هنرمندانه به چالش‌های زندگی و حسرت لحظات ملاقات می‌پردازد و در نهایت از افسوس و غم عمر کوتاه خود سخن می‌گوید. احساسات عمیق و ناپایداری زندگی انسانی را به تصویر می‌کشد.