نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از شوخی فضولی ما داشت عار وصل

آخرکنارکرد ز ننگ کنار وصل

چشمی به خود گشوده‌ام و رفته‌ام ز خویش

ممنون فرصتم به یک آغوش وار وصل

قاصد نوید وعدهٔ دلدار می‌دهد

ای آرزو بهار شو ای انتظار وصل

رنج دویی نبرد ز ما سعی اتحاد

مردیم در فراق و نیامد به کار وصل

مژگان صفت موافقت خلق حیرتست

اینجا به خواب نیز غنیمت شمار وصل

جز فکر عیش باعث اندوه هیچ نیست

هجران کجاست تا نکند خارخار وصل

انجام سور بدتر از آغاز ماتم است

ای قدردان امن مکن اختیار وصل

چندین مراد جام تمنا به سنگ زد

یک شیشه گو به طاق تغافل گذار وصل

با نام محض صلح کن از ربط دوستان

واو است و صاد و لام درین روزگار وصل

خلق از گزند یکدگر ایمن نمی‌زیند

باور مدار این همه در مور و مار وصل

بیدل به زور راست نیاید موافقت

عضو بریده راست بریدن دوبار وصل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و غم فراق و تلاش برای وصال اشاره می‌کند. شاعر در ابتدا از ننگ و عار ناشی از جدایی صحبت می‌کند و به حسرت وصال می‌پردازد. او به عشق و امیدی که در دل دارد اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در خواب هم باید از وصال غنیمت شمرد. شاعر به رنج دوری و تلاش برای اتحاد در عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که از فراق جان می‌دهد. در ادامه، او به اینکه زندگی بدون عشق بسیار دشوار است و اندوهی که ایجاد می‌کند پرداخته و از می‌نوشی به عنوان نشانه‌ای از ارتباط یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به ناهمگونی میان انسان‌ها و خطراتی که از دوستی برمی‌خیزد اشاره دارد و به این نتیجه می‌رسد که دست‌یابی به توافق در عشق بسیار سخت است و این می‌تواند به درد و جدایی بینجامد. شعر به نوعی نگاهی عمیق به ارتباطات انسانی و چالش‌های عشق دارد.