نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

وفور مال به تأکید خسّت است دلیل

گشاد دست نمی‌خواهد آستین طویل

شرر چه بال تواند گشود در دل سنگ

چراغ دیدهٔ مور است در سرای بخیل

به قوّت حشم از جادهٔ ادب مگذر

صلای ‌کام نهنگست کوچه دادن سیل

ز سرکشان به بزرگی فروتنی مطلب

چه ممکنست خمیدن رسد به ‌گردن فیل

غضب به جرأت تسلیم برنمی‌آید

حیاست آتش نمرود را ز وضع خلیل

رموز عشق سزاوار حکم هر خس نیست

نفس به حوصلهٔ من نمی‌شود تحلیل

قد خمیده به صد احتیاج داغم‌ کرد

چه گریه‌ها که نفرمود ساز این زنبیل

به سرخ و زرد منازید زیر چرخ‌ کبود

که جامه هر چه بود ماتمی است در خم نیل

به هر خیال قناعتگر است موهومی

کشید سرمه ‌به‌ چشم پری ز سایهٔ میل

هوس بضاعت موهوم ما چه عرض دهد

مبرهن است از اجمال ذره‌ها تفصیل

خبر ز دل نگرفتی‌ کسی چه چاره ‌کند

که شیشه‌ای‌ست به طاق تغافلت تحویل

ادب غبار خموشی است کاروان حباب

نهفته است به ضبط نفس درای رحیل

چو شمع خیره‌ سر فرصتیم وزین غافل

که چین بلند گرفته‌ست دامن تعجیل

تلاش علم و عمل مغتنم شمر بیدل

مکش خمار شرابی‌ که عقل راست مزیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر شاعر فارسی‌زبان است که به مسائل اخلاقی، عشق، و فلسفه زندگی پرداخته است. در آن تأکید می‌شود که ثروت به تنهایی عشق و اهمیت انسانی را تامین نمی‌کند و بزرگ‌منشی و فروتنی ویژگی‌هایی هستند که باید در زندگی مدنظر قرار گیرند. شاعر به تضادهای زندگی، مانند عشق و حرص، و همچنین ضرورت رعایت ادب و خویشتنداری اشاره می‌کند. همچنین یادآوری می‌کند که فهم عمیق از عشق و زندگی نیاز به تفکر و توجه دارد. او به تأثیر زمان و جدیت در تلاش برای علم و عمل نیز اشاره می‌کند و بر اهمیت خودآگاهی در مسیر زندگی تأکید می‌کند.