نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشه‌ام

بوی می آخر صدا شد از شکست شیشه‌ام

دیگ بحر از جوش ننشیند به سرپوش حباب

مهر خاموشیست داغ شورش اندیشه‌ام

در بن هر موی من چندین امل پر می‌زند

همچو تخم عنکبوت از پای تا سر ریشه‌ام

نیست تا آبی زند بر آتش بنیاد من

گر نباشد خجلت شغل محبت پیشه‌ام

عمرها شد در جنون زار طلب برده است پیش

ناز چشم آهو از داغ پلنگان بیشه‌ام

گر نفس در سینه می‌دزدم صلای جلوه‌ایست

نیست غافل صورت شیرین ز عجز تیشه‌ام

رنگ شمعی‌ کرده‌ام‌ گل از خرابات هوس

باده می‌باید کشیدن در گداز شیشه‌ام

با همه کمفرصتی از لنگر غفلت مپرس

سنگ در طبع شرر می‌پرورد اندیشه‌ام

ناله‌ها ارکلفت دل در نقاب خاک ماند

سوخت بیدل در غبار دانه سعی ریشه‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر می‌پردازد. او از غم و تنهایی خود سخن می‌گوید و به شوریدگی و اشتیاقی که در دل دارد اشاره می‌کند. شاعر به ویژگی‌های زودگذر دنیا و عشق اشاره می‌کند و از دردهای ناشی از عشق و جدایی می‌نالد. او می‌گوید که عمرش در جستجوی محبوب و در کنار خجالت ناشی از محبت سپری شده است. عاشق به بی‌قراری خود و غفلت از فرصت‌های زندگی اشاره کرده و در نهایت، ناله‌های دلش را در خاک پنهان می‌سازد. این شعر نشان‌دهنده عمق احساسات انسانی و پیچیدگی‌های عشق و آرزوست.