نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ بیدل دهلوی

بیدل دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قصهٔ دیوانگان دارد سراسر نامه‌ام

می‌تراود شور زنجیر از صریر خامه‌ام

دیگ زهدی در ادبگاه خموشی پخته‌ام

زبر سرپوش حباب از گنبد عمامه‌ام

در فراقت خواستم درد دلی انشا کنم

جوش زد خون پرده‌های دیده اشک از نامه‌ام

مشق راحت نیست مژگانی‌ که می‌آرم بهم

بی‌رخت خط می‌کشد بر لوح هستی خامه‌ام

طاقت شور دماغ من ندارد کاینات

می‌زند آتش به عالم گرمی هنگامه‌ام

برنمی‌دارد دماغ وحدتم رنگ دویی

غنچه سان کرده‌است بوی خود معطر شامه‌ام

معنی‌ام اجزای بیرنگی‌ست بیدل چون حباب

اینقدرها شوخی اظهار دارد خامه‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انتقاد از دیوانگی و نشانه‌های عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر احساسات عمیق خود را در قالب نامه‌ای بیان می‌کند که پر از شور و درد است. او به نشان دادن زهد و سکوت خود در ادب اشاره می‌کند و از غم و اشک ناشی از دوری معشوق می‌گوید. همچنین، شاعر به تضاد دوگانگی و وحدت در وجود خود اشاره کرده و به پیچیدگی‌های احساسی‌اش می‌پردازد. در نهایت، او بیان می‌کند که وجودش مانند حبابی است که معنی‌اش در ابعاد نامشخص و انتزاعی قرار دارد.